راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • هويت يابي و بصيرت صنفي  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • هویت یابی و بصیرت صنفی

    طلاب علوم دینی که به هدف سربازی امام عصر (عج) و پاسداری از آیین حیات‌آفرین الهی متاع اندک دنیا را رها کرده و از برخورداری‌ها و نعمت‌های آن چشم پوشیده و در یک معامله بزرگ با خدا، به سوی حوزه‌های علمیه رو کرده‌اند، طی سال‌های متمادی و در یک فرایند پر پیچ و خم و دشوار گوهر وجود خود را در کانون آموزش و پرورش حوزوی جلا بخشیده و به مرور زمان مشعل‌داران هدایت و سفیران دین آسمانی خواهند شد.

    این فرایند طولانی مدت در میانه راه با مشکلات و آسیب‌های فراوانی روبرو است و جز به صبر و بصر  و معرفت و استقامت کامل نخواهد شد.

    وَلايَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ[1]

    هر مسلمانی باید پیش از اقدام به هر کاری بصیرت و معرفت لازم را در آن کسب کند. امام صادق (ع) فرمودند: 

    الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لايَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً[2]

    کسی که بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که در بی‌راهه می‌رود. هرچه سریع‌تر حرکت کند دورتر می گردد.

    امام علی (ع) نیز به کمیل فرمودند: يا كميل ما من حركة إلا و أنت محتاج فيها إلى معرفة

    کمیل! هیچ حرکت و رفتاری نیست مگر آن که تو در آن نیاز به معرفت داری

    در کنار بصیرت در دین، بصیرت اجتماعی و سیاسی، بصیرت در زندگی فردی، و بصیرت صنفی یعنی بصیرت در ایفای نقش اجتماعی از لوازم حرکت یک طلبه در این مسیر دشوار است.

    اللَّهُمَّ اجْعَلِ النُّورَ فِي بَصَرِي وَ الْبَصِيرَةَ فِي دِينِي[3]

    الامامُ الصّادِقُ (ع): کانَ عَمّنا العَبّاسُ نافِذُ البَصيرَة، صَلِبُ الايمانِ.[4]

    قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَی اللّهِ عَلی‏ بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی[5]

    برای تبیین نیاز به بصیرت راه طولانی در پیش نداریم. به دلیل عقلانی و تجربی نیز می‌توان نیاز به بصیرت را نشان داد. همه ما وقتی وارد محیط جدیدی می‌شویم تلاش می‌کنیم که دید کامل و اطلاعات جامعی از آن بدست آوریم که در استفاده بهینه از آن محیط موفق‌تر باشیم. احتمالا همه ما زمانی که برای اول بار به مدرسه علمیه وارد شدیم در جستجوی امکانات مدرسه، مراکز اداری، جهت قبله، محل کتابخانه، نمازخانه، پارکینگ، حمام و ... ، زمانی را صرف کرده‌ایم و اکنون از صرف آن زمان نیز خرسندیم. با این که نهایت استقرار ما در آن مدرسه بیش از چند سال نیست.

    طلبه‌ای که به حوزه علمیه آمده در فضای جدیدی پانهاده که سال‌ها در آن استقرار خواهد داشت و آینده شخصیتی خود بلکه آخرت و ابدیت خود را بدان رقم خواهد زد. بی‌شک طلبه برای حیات حوزوی خود نیاز به بصیرت دارد. یعنی همان دید کامل و اطلاعات جامع را نه تنها در مورد فضای مادی و داخلی مدرسه علمیه بلکه برای کل حوزه باید به دست آورد تا بهره او از حوزه کامل‌تر شود.

    تفاوت شهید مطهری با برخی از دیگر علما، به همین بصیرت بازگشت دارد. به خوبی مشهود است که کارکرد اجتماعی شهید مطهری بسیار بیش از دیگران بوده و نقش موثری که وی در جامعه ایفا کرده با آنچه که از دیگران دیده می‌شود قابل مقایسه نیست.

    بصیرت به معنای چشمِ باز داشتن، و از بالا نگاه کردن است. وقتی صحنه‌ای را از بالا نگاه می‌کنیم اشراف و احاطه ما بسیار بیش از زمانی است که از درون به آن می‌پردازیم. وقتی وارد شهری می‌شویم آسان‌ترین راه برای آشنایی با آن شهر تهیة نقشة آن شهر است، نه گشت وگذار لذت‌بخش در آن. تهیة نقشة شهر، نگاه به شهر از بالا، از چشم یک پرنده یا از داخل یک هواپیما، یعنی صَرف نظر از جزئیات و پرداختن به روابط و نسب کلان. در مقابل، گشت و گذار در شهر عبارت است از دقت در جزئیات که انرژی و زمان فراوانی می‌طلبد و در نهایت نیز معلوم نیست ما را در جریان کامل کلیات و تجسم درست نقشة هوایی قرار دهد بلکه گاهی حیرت نیز می‌آفریند.

    امام علی(ع) به حارث بن حوط فرمود:

    یا حَارِثُ إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ[6]

     ای حارث تو به زیر پایت نگاه کرده‌ای و بالا را ندیده ای، لذا حیران و سرگردان شده‌ای.

    برای ایمنی از این حیرت و سرگردانی نیاز به بصیرت داریم. کسی که با بصیرت پیش می‌رود از کار اندک خود بهره فراوان می‌گیرد اما کسی که بدون بصیرت حرکت می‌کند ممکن است مانند حیوان عصاری پس از ساعت‌ها بل سال‌ها حرکت و تلاش در جای اول خود مانده باشد!

    بصیرت به معنای دائم به هدف نظر داشتن، اولویت‌ها را شناختن، راه‌ها را دیدن، نقشه کلان را پیش رو نهادن، و حرکت از روی شناخت است و تنها به معنای «به کار خوب مشغول بودن» نیست. زیرا چه بسا کارهای خوبی که ما را از کارهای خوب‌تر بازدارد و به سرانجام روشنی نرساند. 

    ایجاد بصیرت صنفی، انگیزه‌سازی برای حضور فعال، کارآمد و مستمر طلبه در این راه و توان‌افزایی برای برداشتن بار سنگین این مسوولیت، وظیفه دغدغه‌مندان و مربیانی است که قدر و سهم این نیروهای مخلص را در آینده تمدن اسلامی می‌دانند و چشم امید به حضور این گرامیان در صحنه رخداد‌های خطیر پیش از ظهور دارند.

    آشنایی طلبه با تعریف و هویت صنفی خود، بی‌تردید مهم‌ترین مصداق بصیرت است و از حیرت در مقام عمل و بی‌راهه‌پیمایی جلوگیری می‌کند؛ در طلبه انگیزة اقدام و احساس ارزشمندی و افتخار و عزت می‌آفریند و از سرشکستگی و واماندگی و احساس بیهودگی و بی‌مصرفی رهایی می‌بخشد و قطب نمای حرکت او در تصمیم‌ها و انتخاب‌های کوچک و بزرگ می‌شود.

    شاید طلبه‌هایی را دیده باشیم که پس از سال‌ها تحصیل پرنشاط و تلاش فراوان علمی، به کارهایی مانند فعالیت‌های خدماتی، ویراستاری و کارمندی روی آورده‌اند. کارهایی که با رسالت اصیل حوزه‌های علمیه و با حجم تحصیل و تلاش طلبه در دوره رشد تناسب ندارد و امتداد آرمان این نهاد، به شمار نمی‌رود. این رخداد نامبارک، برخاسته از عدم بصیرت صنفی و فراموشی هویت یا غفلت از آن است. بحران تصمیم‌گیری و نازل بودن سطح انتخاب‌ در میان طلاب، ناشی از همین کاستی و مولود عدم تثبیت هویت در ساختار روانی آنان است.

    این دغدغه که آیا طلبه بهره اجتماعی درخوری خواهد داشت و ثمره ممتازی بر وجود او مترتب خواهد شد و این شبهه که آیا این همه درس و بحث و تحصیل و تلاش با خدماتی که در آینده بر دوش طلبه نهاده می‌شود و از او انتظار می‌رود تناسب دارد یا نه و این اندیشه که در شرایط موجود جامعه بستر کدام خدمت بزرگ اجتماعی برای طلبه فراهم است و ... همه از مقوله نظر به هویت صنفی طلبه است.

    طلاب علوم دینی باید روشمند و عالمانه با آینده صنفی خود آشنا گردند تا از این مشکلات فاحش رهایی یابند. مناسب‌تر آن است تا سرمایه فراوانی که حوزه، صرف تربیت نیروهای خود کرده و اندوخته فراوانی که طلبه در دوره رشد و تحصیل خود، فراهم آورده صَرف آرمان و رسالت حوزه شود و به کارهای نازلی که از غیرطلبه نیز برمی‌آید صرف نگردد. یعنی لازم است طلبه در دوره طلبگی چنان مراقبت شود که از کارکردهای رسمی حوزه فاصله نگیرد.

    در این جا برای ترسیم هویت صنفی طلبه و نقش اجتماعی او تلاشی ابتدایی صورت گرفته است. امیدواریم که این ناچیز با حسن عنایت صاحب نظران تکمیل و ترمیم گردد.

     

     


    [1] نهج البلاغه، خطبه 173.

    [2] الکافی، ج 1، ص 43.

    [3] الکافی، ج2، ص 529.

    [4] عمده الطالب، ص 356.

    [5] یوسف 12: 108

    [6] نهج البلاغه، خطبه 262.

    محمد عالم‌زاده نوري  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    1
    امتیاز شما :