راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • كمبود نيروي انساني در حوزه  
  • 1389-02-04 11:24:0  
  • تعداد بازدید : 446   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • بحران منابع انسانی در حوزه


    در میان مردم عادی ـ خصوصاً در مجاورت مراکز حوزوی ـ گاهی تصور می‏شود «فراوانی طلاب علوم دینی به اندازة کافی پاسخ‌گوی نیاز جامعه هست و امروزه استقبال از سایر رشته‏های علمی یا حرفه‏ها و صنایع، اهمیت بیشتری دارد.» این تصور، نزد اهل‏اطلاع، قضاوتی نابهنگام و تصوری به‏شدت مخدوش است زیرا:

    1. همه‏ساله بیش از یک‏میلیون نفر از جوانان کشور، متقاضی ورود به دانشگاه‌ها هستند و در رقابتی سنگین صدها هزار نفر جذب رشته‏های دانشگاهی می‏شوند. این درحالی است که متقاضی علوم حوزوی در هرسال تنها چند هزار نفر و مجموع پذیرفته‏شدگان فقط کسری از این گروه است. جذابیت‏های متراکمی که تحصیل دانشگاهی را در نظر جوان خوش رنگ‏ و نما می‏گرداند به ضمیمة مخالفت برخی از خانواده‏ها با تحصیل فرزندان خود در حوزه و منع شدید آنان، به توزیع نابرابر نیروی انسانی دامن می‏زند.

    2. تخصص‏های دانشگاهی عمدتاً درصدد رفع نیازهای جسمی و مادی بشر، و تخصص‏های حوزوی عمدتاً ناظر به ابعاد تربیتی و معنوی انسان است. بُعد ناپیدای وجود آدمی که فصل مقوّم ماهیت انسان و حقیقت وجودی اوست به همان نسبت که «اهمیت» افزون‌تری در مقابل جانب خاکی و مادی او دارد، دارای پیچیدگی بیشتری است. طبعاً «شناخت» آن هم بسیار دشوارتر و «مشکلات» آن فراوان‏تر و صعب‏العلاج‏تر است. با این وصف (اهمیت بیشتر، شناخت دشوارتر و مشکلات فراوان‏تر) نیاز به کارشناسان و متخصصان ورزیده‏ای که در سایة آموزه‏های آسمانی به شناخت ابعاد روحی و معنوی انسان دست یازند و در حل و رفع این دسته از مشکلات به‏کار آیند، نیازی اساسی است و نیروی انسانی شایسته و فراوانی می‏طلبد.

    3. بخش عمده‏ای از نیازهای جامعه ما که اینک توسط متخصصان دانشگاهی مرتفع می‏گردد، در شرایط اضطراری از سایر کشورها نیز قابل تأمین و تدارک است. در ایام دفاع مقدس، شمار قابل‏توجهی از پزشکان و متخصصان دیگر مناطق دنیا در کشور ما به ارائة خدمات اشتغال داشتند. این درحالی است که نیاز ما به صاحب‏نظران دینی، جز از طریق حوزه‏های علمی شیعی قابل حل نیست. اکنون حوزه، باید پاسخ‌گوی نیاز فراوان همة دنیا به علوم اهل بیت باشند. امروزه دست نیاز مجامع علمی معتبر دنیا به آخرین دست‌آوردهای حوزوی ما دراز است. کرسی‏های خالی اسلام‏شناسی و شیعه‏شناسی دانشگاه‌های مهم جهان متقاضی حضور روحانیان شایسته و تواناست. مراکز فرهنگی مسلمانان در نقاط مختلف پنج قارة دنیا در تکاپو برای دعوت از اندیش‏مندان و مبلغان، در ارتباط دائم با حوزه‏های علمی ما هستند، و خلاصه پس ‏از انقلاب اسلامی در ایران، همة انسان‌های حق‌جو در سراسر جهان در عطش فهم پیام آخرین پیامبر، رو به‏سوی ما دارند. ادعای بزرگ انقلاب اسلامی این بود که اسلام پاسخ‌گوی تمام نیازهای فردی و اجتماعی انسان از گهواره تا گور می‏باشد و این نیازها را تا دامنة قیامت تأمین می‏کند. ارائة دستورالعمل جامع حیات بشر براساس وحی محتاج پژوهش‏های عظیم و تلاش فراوان است که نیروی کارآمد حوزوی باید به آن بپردازد.

    4. فرهنگ و تربیت جامعه به متولّی نیاز دارد. در محیط کوچک خانواده، خدای متعال یک عنصر فرهنگی و تربیتی که «مادر» نام دارد را در کنار یک عنصر اقتصادی که «پدر» نام گرفته، قرار داده و پدر را مأمور کرده که نگرانی اقتصادی خانواده را برطرف سازد تا مادر فارغ‏البال و بدون دغدغة معیشت در یک محیط آرام، به وظیفه تربیت بپردازد. در محیط بزرگ جامعه، آیا به یک نهاد فرهنگی و تربیتی نیاز نیست؟[1]

    5. برای ساختن یک ساختمان معمولی، به ده‌ها نیروی کاری متخصص نیاز داریم؛ مهندس، معمار، کارگر، لوله‏کش، آهنگر، برق‏کش، نقاش، کابینت ساز و.. . یقینا برای ساختن یک جامعة اسلامی و بنای یک تمدن تاریخی بزرگ بر اساس اسلام، به ده‌ها هزار نیروی دین‏باورِ زمان آگاهِ وارسته احتیاج داریم. و این نیرو‌ها در محیط حوزة علمیه پرورش می‌یابند.

    6. فقدان چهره‏های ممتاز و استوانه‏های علمی و معنوی حوزه در مبارزات قبل‏ از انقلاب و حوادث پس ‏از پیروزی و نیز عزم راسخ دشمنان بر از بین ‏بردن شخص یا شخصیت بزرگان دین در شرایطی که اندیشه دینی در میان نسل جوان دستخوش طوفان شدید فتنه‏ها و امواج متلاطم شبهات گشته این نیاز را افزون‏تر نموده است.[2]

    7. درگیری با انبوهی از شبهات تاریخی که از فضای فکری غرب یک‌باره به زبان بومی ما ترجمه و به جامعة ما سرازیر شد بخش قابل ‏ملاحظه‏ای از نیروهای نخبه حوزه را مشغول به فعالیت‏های حاشیه‏ای نموده و از رسالت اصلی خود منحرف گردانده‏است. گرچه همین مبارزه، برکات فراوانی در پی داشته ‏است.

    8. تحقیقات جدیدی که پس ‏از انقلاب در دستورکار حوزه قرارگرفته و موج موضوعات نوینی که بررسی آن‏ها از منابع دینی، تازه آغاز گشته یا پس‏از این باید آغاز گردد، تولید و تدوین دانش‌های جدید دینی که غالباً ناظر به ابعاد اجتماعی اسلام می‏باشد، و نیز؛

    9. مسئولیت‏های سترگ اجرایی که قانون اساسی جمهوری اسلامی بر دوش حوزویان نهاده است از عواملی است که نیاز به نیروی انسانی را در این شاخه از فعالیت‏ها روشن‏تر می‏نماید.

    10. آشنایی با دین الهی به‏عنوان پدیده‏ای بسیار عظیم، دارای معارفی عمیق و روابطی بسیار پیچیده، فرایندی دراز مدت است. به‏همین جهت مراحل پرورش نیروی کارآمد حوزوی در مقایسه با سایر مراکز علمی بیشتر و نیازمند زمانی درازتر است. تحصیل حوزوی 15 تا 20 سال استقامت و تلاش نیاز دارد. این واقعیت پیامدهای ناگواری بر جای می‏گذارد که شایسته بررسی و تأمل است:

    — اضطراب و نگرانی ابتدایی و تزلزل همت متقاضیان ورود به حوزه بر اثر دوردست جلوه‏کردن هدف.

    — خستگی و دلزدگی طلاب در اواسط مسیر و در نتیجه جدا شدن از خانوادة حوزه.

    — غفلت از هدف اصلی، ورود در حواشی و فرعیات و پرداختن به اموری که مستقیماً رسالت حوزه محسوب نمی‏شود.

    طلبه به‏مراتب بیش از دانشجو به استقامت نیاز دارد. یکی از دلایل آن این است که دانشجو پس از یک دورة تحصیلی 4 یا 7 ساله خود را در پایان راه تلقی می‏کند. اما طلبه پس از سال‌ها تحصیل خود را همچنان در آغاز راه می‏نگرد.

    11. علاوه بر همه این عوامل نرخ ریزش همین تعداد اندک از طلاب که در چنین فضای سنگینی افتخار طلبگی یافته‏اند بسیار بالاست. پاره‏ای به‏جهت دلزدگی و بی‏انگیزگی و پاره‏ای به‏جهت دشوار بودن مواد درسی، گروهی بر اثر فشار اجتماعی و گروهی دیگر بر اثر مشکلات اقتصادی ـ خصوصاً پس از تشکیل خانواده ـ و گروهی به‏ دنبال جذابیت مراکز دیگر یا فقدان برنامه متناسب با نیاز در حوزه یا.. از حوزه فاصله می‌گیرند.

    با این وصف، هر یک از طلاب علوم دینی در بحران شدید نیروی انسانی، گوهر گران‏بهای کمیابی محسوب می‏شود و در موقعیت استثنایی و ممتازی قرار گرفته ‏است که با تلاش مضاعف باید جای خالی دیگران را پر کند و به رفع کاستی‏ها همت گمارد. دشواری شرایط فرهنگی به‏ ضمیمة ندرت نیروهای توانمند، مسئولیت بیشتری برای او آفریده است.

    بدین ترتیب روشن است که نظام روحانیت و حوزه‌های علمیه، وظایف بسیار متنوعی بر دوش دارند که هرگونه استعداد و توانایی را می‌توانند به خدمت بگیرند. با شرایطی که توصیف شد، هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید من استعداد طلبگی را ندارم. همة انواع روحیات و استعداد‌ها می‌توانند به کار خدمت دین بیایند و در نظام روحانیت مورد استفاده قرار گیرند. گرچه مسئولان حوزه نیز موظف‌اند که امکانات محدود موجود را خرج بهترین‌ها کنند، و در مراحل گزینش و پذیرش دقت نظرهای فراوانی به کار گیرند.

    حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با دین


    حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با معارف اسلام است. هیچ مرکز دیگری در سراسر جهان وجود ندارد که در آن به صورت رسمی و با برنامه‏ای جامع، با فرهنگ دین و سخن پیشوایان معصوم، بتوان آشنا شد. از این نظر شرایطی که برای طلبه پدید می‏آید بسیار مغتنم و قابل استفاده است.

    حوزه‏ها ـ مانند همه سازمان‏ها، ادارات و مراکز دیگرـ تا رسیدن به نقطة مطلوب و رفع همة نقاط ضعف، فاصله‏ای طولانی در پیش دارند. اما همة کسانی که نقاط ضعف و کاستی‏های آن را گوشزد می‏نمایند، باید به این مسئله به‏خوبی توجه کنند و توجه دهند که هیچ سازمان و مرکز دیگری، رسالت عظیم حوزه و کارکرد آن را نمی‏تواند عهده‏دار شود. حوزه، علی‏رغم همة کاستی‏ها و بایسته‏ها، برای اسلام‏شناسی و درک عمیق فرهنگ دین، بهترین شرایط را فراهم می‏کند. البته در میان حوزه‏های مختلف، خوب و بهتر وجود دارد و هر کسی موظف است شرایط رشد و تحصیل بهتری برای خود ایجاد کند و از فرصت‏ها و امکانات بیشتری بهره‏برداری نماید. اما به‏هر حال محدودیت و کاستی در همه جا وجود دارد. هنر آن نیست که پس از تأمین همة شرایط و امکانات حرکت کنیم. هنر آن است که در تنگناها و محدودیت‏ها بهترین استفاده را نماییم. اگر بخواهیم منتظر اصلاح همه کاستی‏ها و مطلوب شدن همة موجودها باشیم تا پس از آن، اقدام را آغاز کنیم، باید بدانیم که هیچ‏وقت به چنین نقطه‏ای نخواهیم رسید. همیشه ایده‏آل‏های ما از واقعیت موجود بسیار فاصله دارد. پس عاقلانه‏تر آن‏است که به‏جای تقاضای توسعة امکانات، توجه به بهره‏گیری از امکاناتِ موجود کنیم و با اراده و اختیار خود گره‏های بسته را باز نماییم.

    نظام آموزشی و پرورشی امروز حوزه در کنار همة کاستی‏ها، امتیازات چشم‌گیری نیز دارد. در این مجموعه با همین امتیازات، شخصیت‏های برگزیدة فراوانی رشد یافته و رسالت پیامبران الهی را بر دوش گرفته‏اند. نه وجود چنین برگزیدگانی بهانة موجهی برای عدم اصلاح کاستی‏های حوزه است و نه وجود آن کاستی‏ها، بهانة موجهی برای نفی کامل حوزه.

    استاد شهید مطهری در این باره می‏فرمایند: «لازم است روحانیت را اصلاح کرد نه این که آن را از بین برد. ثابت نگاه‏داشتن سازمان روحانیت در وضع فعلی نیز به انقراض آن منتهی خواهد شد. این مطلب را حدود 10 سال است که بارها و بارها تکرار کرده و گفته‏ام که روحانیت یک درخت آفت‏زده است و باید با آفت‏هایش مبارزه کرد. کسی که می‏گوید دست به ترکیب این درخت نزنید معنای سخنش این است که با آفت‏های آن هم مبارزه نکنید و این باعث می‏شود که آفت‏ها، درخت را از بین ببرند. آن کسی نیز که می‏گوید اصلاً این درخت را باید از ریشه کند اشتباه بزرگی مرتکب می‏شود. زیرا اگر این درخت کنده شود دیگر هیچ کس قادر نخواهد بود تا نهال جدیدی به جای آن بکارد.»[3]

    امروزه هر یک از عناصر برنامة آموزشی حوزه، متولی سرسختی برای مخالفت، پیشِ رو دارد. اگر مجموع این مخالفت‏ها را گرد هم آوریم چیزی از نظام آموزشی حوزه باقی نخواهد ماند! درحالی‏که این‏گونه نیست. همین متون و همین کتاب‏ها، دست‏مایة دانش‏مندان دین در آشنایی با آموزه‏های مکتب انبیا بوده است.

    تکامل این نظام آموزشی و بهبود کیفیت آن همواره مد نظر مصلحان و دلسوزان قرار داشته، اما همان بزرگان بارها تأکید کرده‏اند که موجودی خود را نباید به جرم نداشتن پاره‏ای کمالات، یک‌باره از دست داد!

    بدترین اثری که این انتقادها و اعتراض‏ها بر بدنة جوان حوزه وارد آورده، از بین بردن ایمان و اعتقاد آن‏ها به استحکام این بنیان رفیع است. ایمان و اعتقاد به فعالیتی که انجام می‏دهیم، موتور حرکت و پویش ماست. «شبهه» این موتور را سرد و خاموش و ما را از حرکت متوقف می‏سازد و خود، توجیه فریبنده‏ای برای سستی و کاهلی قرار می‏گیرد.


    [1]. مشخص است كه برای برپا ماندن این نهاد فرهنگی‌ـ تربیتی بودجه ثابتی باید در نظر گرفته شود، همانطور كه تأمین نیازهای مادی به صَرف هزینه‏ای وابسته است. آن‏چه كه به عنوان شهریه و كمك هزینه تحصیلی به طلبه‏ها داده می‏شود پاسخ به همین نیاز است. امروزه در همه جای دنیا برای آموزش و بهینه‌سازی منابع انسانی در قالب بورس تحصیلی و فرصت مطالعاتی بودجه‏های میلیونی و میلیاردی خرج می‏شود و البته در مقابل، نیروهای توانا و كارآمدی كه به‏دست می‏آیند در توسعة مطلوب آن مراكز بسیار مؤثرند. به واقع بودجه‏ای كه برای تحصیل طلبه‏ها از محل وجوهات شرعی قرار داده شده است بودجه‏ای است كه خدای متعال و امام زمان برای بورسیه دانشجویان علوم دینی قرار داده‏اند تا از رهگذر آن، نیروهای كارآمد و توان‏مندی تربیت شوند و در نشر دین اسلام و ترویج فرهنگ محمّدی نقش ایفا كنند.

    [2]. توطئه قدرت‏های بزرگ برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان، تحریف اعتقادات اصیل، تغییر فرهنگ ناب‏ اسلامی و تضعیف روحانیت ـ به‏عنوان سردمدار مبارزه با استكبار جهانی ـ بیش از آن است كه در این مختصر به آن اشاره ‏شود. مطالعة كتاب «خاطرات مستر همفر» جاسوس انگلیس در كشورهای اسلامی برای آشنایی با نوع فعالیت‏های آنان بسیار مفید است.

    [3]. پیرامون انقلاب اسلامی، ص 184

     

    بحران منابع انسانی 

    در میان مردم عادی ـ خصوصاً در مجاورت مراکز حوزوی ـ گاهی تصور می‏شود «فراوانی طلاب علوم دینی به اندازة کافی پاسخ‌گوی نیاز جامعه هست و امروزه استقبال از سایر رشته‏های علمی یا حرفه‏ها و صنایع، اهمیت بیشتری دارد.» این تصور، نزد اهل‏اطلاع، قضاوتی نابهنگام و تصوری به‏شدت مخدوش است زیرا:

    1. همه‏ساله بیش از یک‏میلیون نفر از جوانان کشور، متقاضی ورود به دانشگاه‌ها هستند و در رقابتی سنگین صدها هزار نفر جذب رشته‏های دانشگاهی می‏شوند. این درحالی است که متقاضی علوم حوزوی در هرسال تنها چند هزار نفر و مجموع پذیرفته‏شدگان فقط کسری از این گروه است. جذابیت‏های متراکمی که تحصیل دانشگاهی را در نظر جوان خوش رنگ‏ و نما می‏گرداند به ضمیمة مخالفت برخی از خانواده‏ها با تحصیل فرزندان خود در حوزه و منع شدید آنان، به توزیع نابرابر نیروی انسانی دامن می‏زند.

    2. تخصص‏های دانشگاهی عمدتاً درصدد رفع نیازهای جسمی و مادی بشر، و تخصص‏های حوزوی عمدتاً ناظر به ابعاد تربیتی و معنوی انسان است. بُعد ناپیدای وجود آدمی که فصل مقوّم ماهیت انسان و حقیقت وجودی اوست به همان نسبت که «اهمیت» افزون‌تری در مقابل جانب خاکی و مادی او دارد، دارای پیچیدگی بیشتری است. طبعاً «شناخت» آن هم بسیار دشوارتر و «مشکلات» آن فراوان‏تر و صعب‏العلاج‏تر است. با این وصف (اهمیت بیشتر، شناخت دشوارتر و مشکلات فراوان‏تر) نیاز به کارشناسان و متخصصان ورزیده‏ای که در سایة آموزه‏های آسمانی به شناخت ابعاد روحی و معنوی انسان دست یازند و در حل و رفع این دسته از مشکلات به‏کار آیند، نیازی اساسی است و نیروی انسانی شایسته و فراوانی می‏طلبد.

    3. بخش عمده‏ای از نیازهای جامعه ما که اینک توسط متخصصان دانشگاهی مرتفع می‏گردد، در شرایط اضطراری از سایر کشورها نیز قابل تأمین و تدارک است. در ایام دفاع مقدس، شمار قابل‏توجهی از پزشکان و متخصصان دیگر مناطق دنیا در کشور ما به ارائة خدمات اشتغال داشتند. این درحالی است که نیاز ما به صاحب‏نظران دینی، جز از طریق حوزه‏های علمی شیعی قابل حل نیست. اکنون حوزه، باید پاسخ‌گوی نیاز فراوان همة دنیا به علوم اهل بیت باشند. امروزه دست نیاز مجامع علمی معتبر دنیا به آخرین دست‌آوردهای حوزوی ما دراز است. کرسی‏های خالی اسلام‏شناسی و شیعه‏شناسی دانشگاه‌های مهم جهان متقاضی حضور روحانیان شایسته و تواناست. مراکز فرهنگی مسلمانان در نقاط مختلف پنج قارة دنیا در تکاپو برای دعوت از اندیش‏مندان و مبلغان، در ارتباط دائم با حوزه‏های علمی ما هستند، و خلاصه پس ‏از انقلاب اسلامی در ایران، همة انسان‌های حق‌جو در سراسر جهان در عطش فهم پیام آخرین پیامبر، رو به‏سوی ما دارند. ادعای بزرگ انقلاب اسلامی این بود که اسلام پاسخ‌گوی تمام نیازهای فردی و اجتماعی انسان از گهواره تا گور می‏باشد و این نیازها را تا دامنة قیامت تأمین می‏کند. ارائة دستورالعمل جامع حیات بشر براساس وحی محتاج پژوهش‏های عظیم و تلاش فراوان است که نیروی کارآمد حوزوی باید به آن بپردازد.

    4. فرهنگ و تربیت جامعه به متولّی نیاز دارد. در محیط کوچک خانواده، خدای متعال یک عنصر فرهنگی و تربیتی که «مادر» نام دارد را در کنار یک عنصر اقتصادی که «پدر» نام گرفته، قرار داده و پدر را مأمور کرده که نگرانی اقتصادی خانواده را برطرف سازد تا مادر فارغ‏البال و بدون دغدغة معیشت در یک محیط آرام، به وظیفه تربیت بپردازد. در محیط بزرگ جامعه، آیا به یک نهاد فرهنگی و تربیتی نیاز نیست؟[1]

    5. برای ساختن یک ساختمان معمولی، به ده‌ها نیروی کاری متخصص نیاز داریم؛ مهندس، معمار، کارگر، لوله‏کش، آهنگر، برق‏کش، نقاش، کابینت ساز و.. . یقینا برای ساختن یک جامعة اسلامی و بنای یک تمدن تاریخی بزرگ بر اساس اسلام، به ده‌ها هزار نیروی دین‏باورِ زمان آگاهِ وارسته احتیاج داریم. و این نیرو‌ها در محیط حوزة علمیه پرورش می‌یابند.

    6. فقدان چهره‏های ممتاز و استوانه‏های علمی و معنوی حوزه در مبارزات قبل‏ از انقلاب و حوادث پس ‏از پیروزی و نیز عزم راسخ دشمنان بر از بین ‏بردن شخص یا شخصیت بزرگان دین در شرایطی که اندیشه دینی در میان نسل جوان دستخوش طوفان شدید فتنه‏ها و امواج متلاطم شبهات گشته این نیاز را افزون‏تر نموده است.[2]

    7. درگیری با انبوهی از شبهات تاریخی که از فضای فکری غرب یک‌باره به زبان بومی ما ترجمه و به جامعة ما سرازیر شد بخش قابل ‏ملاحظه‏ای از نیروهای نخبه حوزه را مشغول به فعالیت‏های حاشیه‏ای نموده و از رسالت اصلی خود منحرف گردانده‏است. گرچه همین مبارزه، برکات فراوانی در پی داشته ‏است.

    8. تحقیقات جدیدی که پس ‏از انقلاب در دستورکار حوزه قرارگرفته و موج موضوعات نوینی که بررسی آن‏ها از منابع دینی، تازه آغاز گشته یا پس‏از این باید آغاز گردد، تولید و تدوین دانش‌های جدید دینی که غالباً ناظر به ابعاد اجتماعی اسلام می‏باشد، و نیز؛

    9. مسئولیت‏های سترگ اجرایی که قانون اساسی جمهوری اسلامی بر دوش حوزویان نهاده است از عواملی است که نیاز به نیروی انسانی را در این شاخه از فعالیت‏ها روشن‏تر می‏نماید.

    10. آشنایی با دین الهی به‏عنوان پدیده‏ای بسیار عظیم، دارای معارفی عمیق و روابطی بسیار پیچیده، فرایندی دراز مدت است. به‏همین جهت مراحل پرورش نیروی کارآمد حوزوی در مقایسه با سایر مراکز علمی بیشتر و نیازمند زمانی درازتر است. تحصیل حوزوی 15 تا 20 سال استقامت و تلاش نیاز دارد. این واقعیت پیامدهای ناگواری بر جای می‏گذارد که شایسته بررسی و تأمل است:

      —   اضطراب و نگرانی ابتدایی و تزلزل همت متقاضیان ورود به حوزه بر اثر دوردست جلوه‏کردن هدف.

    — خستگی و دلزدگی طلاب در اواسط مسیر و در نتیجه جدا شدن از خانوادة حوزه.

    — غفلت از هدف اصلی، ورود در حواشی و فرعیات و پرداختن به اموری که مستقیماً رسالت حوزه محسوب نمی‏شود.

    طلبه به‏مراتب بیش از دانشجو به استقامت نیاز دارد. یکی از دلایل آن این است که دانشجو پس از یک دورة تحصیلی 4 یا 7 ساله خود را در پایان راه تلقی می‏کند. اما طلبه پس از سال‌ها تحصیل خود را همچنان در آغاز راه می‏نگرد.

    11. علاوه بر همه این عوامل نرخ ریزش همین تعداد اندک از طلاب که در چنین فضای سنگینی افتخار طلبگی یافته‏اند بسیار بالاست. پاره‏ای به‏جهت دلزدگی و بی‏انگیزگی و پاره‏ای به‏جهت دشوار بودن مواد درسی، گروهی بر اثر فشار اجتماعی و گروهی دیگر بر اثر مشکلات اقتصادی ـ خصوصاً پس از تشکیل خانواده ـ و گروهی به‏ دنبال جذابیت مراکز دیگر یا فقدان برنامه متناسب با نیاز در حوزه یا.. از حوزه فاصله می‌گیرند.  

    با این وصف، هر یک از طلاب علوم دینی در بحران شدید نیروی انسانی، گوهر گران‏بهای کمیابی محسوب می‏شود و در موقعیت استثنایی و ممتازی قرار گرفته ‏است که با تلاش مضاعف باید جای خالی دیگران را پر کند و به رفع کاستی‏ها همت گمارد. دشواری شرایط فرهنگی به‏ ضمیمة ندرت نیروهای توانمند، مسئولیت بیشتری برای او آفریده است.

    بدین ترتیب روشن است که نظام روحانیت و حوزه‌های علمیه، وظایف بسیار متنوعی بر دوش دارند که هرگونه استعداد و توانایی را می‌توانند به خدمت بگیرند. با شرایطی که توصیف شد، هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید من استعداد طلبگی را ندارم. همة انواع روحیات و استعداد‌ها می‌توانند به کار خدمت دین بیایند و در نظام روحانیت مورد استفاده قرار گیرند. گرچه مسئولان حوزه نیز موظف‌اند که امکانات محدود موجود را خرج بهترین‌ها کنند، و در مراحل گزینش و پذیرش دقت نظرهای فراوانی به کار گیرند.

    حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با دین

    حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با معارف اسلام است. هیچ مرکز دیگری در سراسر جهان وجود ندارد که در آن به صورت رسمی و با برنامه‏ای جامع، با فرهنگ دین و سخن پیشوایان معصوم، بتوان آشنا شد. از این نظر شرایطی که برای طلبه پدید می‏آید بسیار مغتنم و قابل استفاده است.

    حوزه‏ها ـ مانند همه سازمان‏ها، ادارات و مراکز دیگرـ تا رسیدن به نقطة مطلوب و رفع همة نقاط ضعف، فاصله‏ای طولانی در پیش دارند. اما همة کسانی که نقاط ضعف و کاستی‏های آن را گوشزد می‏نمایند، باید به این مسئله به‏خوبی توجه کنند و توجه دهند که هیچ سازمان و مرکز دیگری، رسالت عظیم حوزه و کارکرد آن را نمی‏تواند عهده‏دار شود. حوزه، علی‏رغم همة کاستی‏ها و بایسته‏ها، برای اسلام‏شناسی و درک عمیق فرهنگ دین، بهترین شرایط را فراهم می‏کند. البته در میان حوزه‏های مختلف، خوب و بهتر وجود دارد و هر کسی موظف است شرایط رشد و تحصیل بهتری برای خود ایجاد کند و از فرصت‏ها و امکانات بیشتری بهره‏برداری نماید. اما به‏هر حال محدودیت و کاستی در همه جا وجود دارد. هنر آن نیست که پس از تأمین همة شرایط و امکانات حرکت کنیم. هنر آن است که در تنگناها و محدودیت‏ها بهترین استفاده را نماییم. اگر بخواهیم منتظر اصلاح همه کاستی‏ها و مطلوب شدن همة موجودها باشیم تا پس از آن، اقدام را آغاز کنیم، باید بدانیم که هیچ‏وقت به چنین نقطه‏ای نخواهیم رسید. همیشه ایده‏آل‏های ما از واقعیت موجود بسیار فاصله دارد. پس عاقلانه‏تر آن‏است که به‏جای تقاضای توسعة امکانات، توجه به بهرهگیری از امکاناتِ موجود کنیم و با اراده و اختیار خود گره‏های بسته را باز نماییم.

    نظام آموزشی و پرورشی امروز حوزه در کنار همة کاستی‏ها، امتیازات چشم‌گیری نیز دارد. در این مجموعه با همین امتیازات، شخصیت‏های برگزیدة فراوانی رشد یافته و رسالت پیامبران الهی را بر دوش گرفته‏اند. نه وجود چنین برگزیدگانی بهانة موجهی برای عدم اصلاح کاستی‏های حوزه است و نه وجود آن کاستی‏ها، بهانة موجهی برای نفی کامل حوزه.

    استاد شهید مطهری در این باره می‏فرمایند: «لازم است روحانیت را اصلاح کرد نه این که آن را از بین برد. ثابت نگاه‏داشتن سازمان روحانیت در وضع فعلی نیز به انقراض آن منتهی خواهد شد. این مطلب را حدود 10 سال است که بارها و بارها تکرار کرده و گفته‏ام که روحانیت یک درخت آفت‏زده است و باید با آفت‏هایش مبارزه کرد. کسی که می‏گوید دست به ترکیب این درخت نزنید معنای سخنش این است که با آفت‏های آن هم مبارزه نکنید و این باعث می‏شود که آفت‏ها، درخت را از بین ببرند. آن کسی نیز که می‏گوید اصلاً این درخت را باید از ریشه کند اشتباه بزرگی مرتکب می‏شود. زیرا اگر این درخت کنده شود دیگر هیچ کس قادر نخواهد بود تا نهال جدیدی به جای آن بکارد.»[3]

    امروزه هر یک از عناصر برنامة آموزشی حوزه، متولی سرسختی برای مخالفت، پیشِ رو دارد. اگر مجموع این مخالفت‏ها را گرد هم آوریم چیزی از نظام آموزشی حوزه باقی نخواهد ماند! درحالی‏که این‏گونه نیست. همین متون و همین کتاب‏ها، دست‏مایة دانش‏مندان دین در آشنایی با آموزه‏های مکتب انبیا بوده است.

    تکامل این نظام آموزشی و بهبود کیفیت آن همواره مد نظر مصلحان و دلسوزان قرار داشته، اما همان بزرگان بارها تأکید کرده‏اند که موجودی خود را نباید به جرم نداشتن پاره‏ای کمالات، یک‌باره از دست داد!

    بدترین اثری که این انتقادها و اعتراض‏ها بر بدنة جوان حوزه وارد آورده، از بین بردن ایمان و اعتقاد آن‏ها به استحکام این بنیان رفیع است. ایمان و اعتقاد به فعالیتی که انجام می‏دهیم، موتور حرکت و پویش ماست. «شبهه» این موتور را سرد و خاموش و ما را از حرکت متوقف می‏سازد و خود، توجیه فریبنده‏ای برای سستی و کاهلی قرار می‏گیرد.



    [1]. مشخص است كه برای برپا ماندن این نهاد فرهنگی‌ـ تربیتی بودجه ثابتی باید در نظر گرفته شود، همانطور كه تأمین نیازهای مادی به صَرف هزینه‏ای وابسته است. آن‏چه كه به عنوان شهریه و كمك هزینه تحصیلی به طلبه‏ها داده می‏شود پاسخ به همین نیاز است. امروزه در همه جای دنیا برای آموزش و بهینه‌سازی منابع انسانی در قالب بورس تحصیلی و فرصت مطالعاتی بودجه‏های میلیونی و میلیاردی خرج می‏شود و البته در مقابل، نیروهای توانا و كارآمدی كه به‏دست می‏آیند در توسعة مطلوب آن مراكز بسیار مؤثرند. به واقع بودجه‏ای كه برای تحصیل طلبه‏ها از محل وجوهات شرعی قرار داده شده است بودجه‏ای است كه خدای متعال و امام زمان برای بورسیه دانشجویان علوم دینی قرار داده‏اند تا از رهگذر آن، نیروهای كارآمد و توان‏مندی تربیت شوند و در نشر دین اسلام و ترویج فرهنگ محمّدی نقش ایفا كنند.

    [2]. توطئه قدرت‏های بزرگ برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان، تحریف اعتقادات اصیل، تغییر فرهنگ ناب‏ اسلامی و تضعیف روحانیت ـ به‏عنوان سردمدار مبارزه با استكبار جهانی ـ بیش از آن است كه در این مختصر به آن اشاره ‏شود. مطالعة كتاب «خاطرات مستر همفر» جاسوس انگلیس در كشورهای اسلامی برای آشنایی با نوع فعالیت‏های آنان بسیار مفید است.

    [3]. پیرامون انقلاب اسلامی، ص 184

     
     
  • مطالب مرتبط
  •  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :