راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • انگيزه؛‌نشاط يا كسالت  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • انگیزه، نشاط و کسالت


    در این جا نکاتی را در باره ماهیت نشاط و کسالت و ویژگی‌های اساسی پیدایش این دو حالت بیان کنیم.

    الف) مراد از کسالت، عدم آمادگی برای انجام عمل و تمایل به استراحت و سکون است که از آن به بی‌حالی، سستی، بی‌انگیزگی، پژمردگی، افسردگی، بی‌نشاطی، ضعف نفس، سست عنصری، بی‌حوصلگی، کلافگی، بی‌رمقی، خستگی، بی‌ارادگی و تنبلی می‌توان یاد کرد. گرچه این عناوین هریک ویژگی معنایی خاصی دارند و به مرتبه خاصی اشاره می‌کنند که در این مختصر مجال بررسی آن نیست. نقطه مقابل کسالت آمادگی برای عمل و اقدام است که از آن به نشاط، طراوت، جوشش، فعالیت، تلاش، انگیزه، اراده، شادابی، سرزندگی تعبیر می‌شود.

    ب) پیدایش نشاط و کسالت تحت اختیار انسان است به همین جهت در منابع دینی متعلق امر و نهی قرار گرفته است. به این ترتیب که مقدمات پیدایش نشاط روحی یا کسالت خاطر و مبادی وقوع این دو حالت روحی به دست خود انسان است و آدمی با انجام اقداماتی می‌تواند طی زمان مناسب موضوع نشاط و کسالت را در وجود خود مدیریت کند. یعنی مثلا نشاط و طراوت را ایجاد یا تقویت کند و جلوی پیدایش یا ازدیاد کسالت را بگیرد.

    ج) کسالت روحی گاهی یک عارضه طبیعی است و گاهی به صورت یک بیماری مزمن در می‌آید. شبیه سرماخوردگی که اگر یکی دو نوبت در سال رخ دهد عارضه‌ای کاملا طبیعی است و نگران کننده دیده نمی‌شود، اما اگر به صورت یک بیماری مزمن درآید و در دوره زمانی طولانی باقی بماند باید برای آن درمان اساسی جست. کسالت و ادبار نیز معمولا عارضه‌ای زودگذر و طبیعی است. امام رضا (ع) فرموده‌اند:

    إن للقلوب إقبالا و إدبارا و نشاطا و فتورا

    دل‌های انسان‌ها به صورت طبیعی حالت اقبال و ادبار و نشاط و سستی دارد.

    امام علی (ع) نیز فرموده‌اند:

    إن هذه القلوب تمل كما تمل الأبدان فابتغوا لها طرائف الحكمة[1]

    همان گونه که جسم انسان‌ها خسته و ملول می‌گردد، این جان‌ها نیز خسته و ملول می‌گردد، پس (برای رفع خستگی) حکمت‌های تازه برای آن بجویید.

    این کسالت و بی‌حالی اگر به صورت یک بیماری حاد و مزمن درآید و به تنبلی و تن آسایی برسد مانند اعتیاد، درمان دشوار و فشار شدیدی نیاز دارد و معمولا خود بیمار جز با مراقبت و همکاری دیگران و تحت نظارت یک درمانگر حاذق توان رهایی از آن را ندارد.

    د) خوابیدن درمان کسالت روحی نیست بلکه آن را تشدید می‌کند. در توصیه‌های دینی بر این موضوع تأکید رفته که زمان پیدایش عارضه کسالت انسان به استراحت نپردازد و دست از عمل نکشد بلکه پس از درک حالت خاص خود به انجام عمل در حدود واجب و به اندازه حد اقلی اقدام کند.

    قَالَ النَّبِی (ص): إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَتَنَفَّلُوا وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَعَلَیكُمْ بِالْفَرِیضَةِ[2]

    دلها حالت نشاط و کسالت دارند. پس هرگاه که نشاظ داشتند به مستحبات نیز بپردازید و هر گاه که کسالت عارض شد تنها به واجب اکتفا کنید[3]

    امام علی (ع): نیز در وصیت به امام حسین (ع) به عمل در حالت نشاط و کسالت تأکید فرموده‌اند:

    یا بنی أوصیك بتقوی الله فی الغنی و الفقر و كلمة الحق فی الرضا و الغضب و القصد فی الغنی و الفقر و بالعدل علی الصدیق و العدو و بالعمل فی النشاط و الكسل[4]

    ه) کسالت و نشاط یک پدیده انسانی است و مانند سایر پدیده‌های انسانی نباید تک عاملی تحلیل شود. یعنی این حالت‌ها یک باره و بر اثر یک عامل خاص پدید نیامده و با یک عامل خاص نیز از بین نمی‌رود. بلکه نوعا مستند به عوامل متعددی است که هر یک از این عوامل به عنوان جزء العله در پیدایش یا زوال آن نقش دارند. بنابراین اگر فهرستی از عوامل نشاط و کسالت بیان می‌شود نباید اجزای این فهرست هر یک به تنهایی موثر تام دیده شود. در ضمن درجه تأثیر هر عامل در پیدایش یا زوال این حالات متفاوت با دیگری است. بدین ترتیب نباید درمان کسالت و ایجاد نشاط را از قرص، آمپول یا داروی مشخصی انتظار داشت.

    و) کسالت و تنبلی طبیعت اولیه انسان است. یعنی اگر انسان به حال خود رها باشد گرایش او به سمت راحت‌طلبی و سکون است یا به تعبیر دیگر انسان در شرایط عادی اینرسی سکون دارد و برای حرکت و عمل انرژی ویژه‌ای می‌طلبد. پس از حرکت نیز اگر این انرژی به او نرسد از حرکت باز می‌ایستد و شعله جوشش و تلاش در او فرومی‌نشیند. برای استمرار نشاط و تلاش لازم است موتور محرک انگیزش همواره روشن باشد و به صورت مستمر نیروی حرکت به آدمی انتقال یابد.

    ز) توجه دادن به ارزش نشاط و شادابی و ناهنجاری کسل و فشل، ضروری است. باید به بیان رسا و صدای بلند این ارزش تبلیغ و به فرهنگ عام تبدیل شود به گونه‌ای که توده مردم متوجه این معنا باشند و از کسالت و بی‌حالی گریزان بوده و در صورت عروض به دنبال درمان برآیند. تنبلی هرگز یک امر عادی تلقی نشود و ترک عمل جرم دیده شود. باید فضای عمومی جامعه به گونه‌ای باشد که جوان از پرخوابی یا بی‌حالی شرم یا بیم داشته باشد. در منابع دینی این موضوع به صراحت گوشزد شده است. در کتب روایی شیعه بابی با عنوان کراهیه الکسل (ناپسندی کسالت) باز شده است. در دعای ماه رمضان آمده است:

    اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّی فِیهِ النُّعَاسَ وَ الْكَسَلَ وَ السَّأْمَةَ وَ الْفَتْرَةَ وَ الْقَسْوَةَ وَ الْغَفْلَةَ وَ الْغِرَّةَ[5]

    الامام الصادق (ع): عَدُوُّ الْعَمَلِ الْكَسَلُ[6]

    الامام الکاظم (ع): إِیاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ[7]

    الامام الصادق (ع): مَنْ كَسِلَ عَمَّا یصْلِحُ بِهِ أَمْرَ مَعِیشَتِهِ فَلَیسَ فِیهِ خَیرٌ لِأَمْرِ دُنْیاهُ[8]

    الامام الباقر (ع): إِنِّی لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ أَوْ أُبْغِضُ لِلرَّجُلِ أَنْ یكُونَ كَسْلَاناً عَنْ أَمْرِ دُنْیاهُ وَ مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْیاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَلُ[9]

    الامام الکاظم (ع): إِیاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّكَ إِنْ كَسِلْتَ لَمْ تَعْمَلْ وَ إِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تُعْطِ الْحَقَّ[10]

    الامام علی (ع): إِنَّ الْأَشْیاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْكَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَینَهُمَا الْفَقْرَ[11]

    اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْعَجْزِ وَ الْكَسَلِ وَ الْبُخْلِ وَ الْجُبْنِ[12]

    الامام الصادق (ع): إِیاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ كُلِّ سُوءٍ إِنَّهُ مَنْ كَسِلَ لَمْ یؤَدِّ حَقّاً وَ مَنْ ضَجِرَ لَمْ یصْبِرْ عَلَی حَقٍّ[13]

    أن تجنبنا الإلحاد فی دینك و التقصیر فی تمجیدك و الشك فی توحیدك و العمی عن سبیلك و الكسل عن خدمتك و التوانی فی العمل لمحبتك و المسارعة إلی سخطك و الانخداع لعدوك الشیطان الرجیم[14]

    اللهم انی أعوذ بك من الكسل و الفشل و العجز و التفریط و العجلة و التضییع و التقصیر و الإبطاء[15]




    [1] روضةالواعظین، ج2، ص414.

    [2] الكافی، ج3، ص454.

    [3] مشابه این روایت از سایر ائمه نیز نقل شده است: امام عسکری (ع) فرمودند: إن للقلوب إقبالا و إدبارا فإذا أقبلت فاحملوها علی النوافل و إذا أدبرت فاقصروها علی الفرائض (أعلام‏الدین، ص99) و نیز امام رضا (ع) فرموده‌اند: إن للقلوب إقبالا و إدبارا و نشاطا و فتورا فإذا أقبلت بصرت و فهمت و إذا أدبرت كلت و ملت فخذوها عند إقبالها و نشاطها و اتركوها عند إدبارها و فتورها (اعلام الدین، ص307) امیر مومنان (ع) نیز فرموده‌اند: إن هذه القلوب تمل كما تمل الأبدان فابتغوا لها طرائف الحكمة و إن للقلوب إقبالا و إدبارا فإذا أقبلت فاحملوها علی النوافل و إذا أدبرت فلیقتصروا بها علی الفرائض (روضةالواعظین، ج2، ص414)

    [4] تحف العقول، ص88.

    [5] الكافی، ج4، ص75.

    [6] الکافی، ج5، ص85.

    [7] الکافی، ج5، ص85.

    [8] الکافی، ج5، ص85.

    [9] الکافی، ج5، ص85.

    [10] الکافی، ج5، ص85.

    [11] الکافی، ج5، ص86.

    [12] من‏لایحضره‏الفقیه، ج1، ص335.

    [13] من‏لایحضره‏الفقیه، ج3، ص168.

    [14] إقبال‏الأعمال، ص44

    [15] الامالی للطوسی، ص17.

    محمد عالم‌زاده نوري  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :