راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • درس خارج  
  • 1389-02-03 16:40:29  
  • تعداد بازدید : 171   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • طلبه و درس خارج

    با وارد شدن به فضای درس خارج، «تمرین استنباط»، جدی می‏شود. اکنون کار مستقل طلبه تحت اشراف استاد، او را با مشکلات عملی پژوهش از نزدیک آشنا و قدرت او را بسیار بارور می‏سازد.

    جوانی که به آموختن حرفه‏ای مثل نجاری علاقه دارد مدتی درکنار استادِ این فن به «مشاهده دقیق» می‏پردازد. در هفته اول، استادکار برای ساختن میز، تخته‏ها را اندازه می‏گیرد، رنده می‏کند، می‏برد، کم و زبانه می‏دهد، چسب می‏زند، درون یکدیگر می‏کند و با میخ، محکم و پس از آن رنگ‏آمیزی می‏نماید. هفته دوم همین مراحل را براساس طرح دیگرن برای ساختن صندلی اجرا می‏کند؛ اندازه‏گیری، رنده، اره، زبانه، چسب، میخ، و.. . هفته‏های بعد، استاد همین مراحل را در منظر شاگرد برای ساختن کمد، در و پنجره، تکرار می‏کند. و شاگرد این مراحل را یک‏به‏یک می‏بیند و می‏آموزد. این «مشاهده» برای آموختن نجاری کافی نیست. شاگرد باید هریک از این مراحل را عملاً «تمرین» کند و با فوت وفن آن از نزدیک آشنا شود. شاگرد، که از بیرونِ گود، ارّه کردن و رنده کشیدن را ساده تصور می‏نمود، وقتی خود مستقلاً با اره و رنده و چکش کار کند آرام آرام توانایی نجاری را کسب می‏کند و پس از مدتی تمرین و استقامت به نقطه‏ای می‏رسد که در غیاب استاد می‏تواند سفارش قبول کند و پاسخ‌گو باشد. در این نقطه، شاگرد می‏تواند تخت‏خواب بسازد، با این‏که تاکنون ساختن تخت‏خواب را ندیده است.

    اینک آن شاگرد، نجار شده یعنی ملکة این حرفه را به‏دست آورده‏است. البته تخت‏خوابی که این شاگرد در ابتدا می‏سازد با تخت‏خوابی که استاد او پس از سال‌ها تجربه می‏سازد، از نظر ظرافت، استحکام، زیبایی و کیفیت، زمین تا آسمان فرق دارد. اما در هر صورت به آن، تخت‏خواب گفته می‏شود و حد نصاب شرایط یک تخت‏خواب را دارا است. طلبه در دورة سطح، فعالیت فقهای بزرگ را در بررسی‏های فقهی مشاهده می‏کند و با مراحل مختلف استنباط (مراجعه به منابع، بررسی سند، بررسی دلالت، کشف نسبت بین ادله، رفع تعارض‏ها و..) آشنا می‏شود. در درس خارج این اطلاعات را به صورت مستقل البته تحت نظر استاد به‏کار می‏گیرد و تجربه می‏کند. اگر این تمرین و تجربه با استقامت و به‏سلامت طی شود طلبه به نقطه‏ای می‏رسد که بدون نیاز به استاد می‏تواند توان استنباطی خود را در مسائلی که تاکنون حل آن‏ها را ندیده، به‏کار گیرد و تحقیق نوینی عرضه کند.

    اینک طلبه صاحب‏ نظر شده یعنی ملکه «اجتهاد» را به‏دست آورده‏است. گرچه نمی‏توان انتظار داشت قوت استدلال و شیوه پژوهش او هم‏تراز کار اساتید صاحب‏تجربه باشد.

    اجتهاد یاتوان کشف پیام خدا از منابع اصلی، قدرت صیادی و غواصی است که در دریای مسائل فقهی تمرین می‏شود و به‏دست می‏آید و در دریاهای دیگر هم قابل استفاده است.

    تحصیل تا قبل از درس خارج، «متن محور» است. یعنی از سوی مدیریت حوزه برای هر پایة تحصیلی متون آموزشی ویژه‏ای معین گردیده که استاد، در ضمن تدریس تا حد امکان به آن وفادار باقی می‏ماند و طلبه موظف است در پایان سال همین «متن» را امتحان دهد. با رسیدن به درس خارج، شیوة تحصیل عوض می‏شود. در فضای درس خارج، استاد، موضوع بحث را از منابع مختلف تحقیق می‏کند و به بررسی و نقد آراء عالمان دیگر در همان موضوع می‏پردازد. درس استاد در چارچوب عبارت و کتابی منحصر نمی‏شود و «خارج» از متن آموزشی معین عرضه می‏گردد. به همین جهت به آن «درس خارج» گفته می‏شود. طلبه موظف است پس از مراجعه به آثار عالمان گذشته استنباط مستقل خود را در مقایسه با پژوهش دیگران به بوته داوری گذارد. حدود 5 سال حضور فعال و پرمحتوا در درس خارج برای دست‌یابی به اجتهاد کافی است، مشروط بر آن‏که اشتغالات مزاحم، وقت تحصیلی طلبه را تباه نگرداند.[1]


    [1]. در این‏جا بررسی مختصر اختلاف نظر عالمان خالی از فایده نیست.

     هر یك از ما كه دچار سرماخوردگی شود با مراجعه، به پزشك نسخه‏ای دریافت می‏كند كه عناصر آن داروهایی از قبیل استامینوفن، ادولت‏كلد و آنتی‏هیستأمین است. داروی این بیماری چنان روشن است كه بسیاری از مردم برای درمان سرماخوردگی نیازی به مراجعه به پزشك نمی‏بینند و خود به تهیه و مصرف دارو اقدام می‏كنند. اما برای درمان سردردهای كهنه و مزمن مراجعه به پزشك ضروری تلقی می‏شود. برای تشخیص عامل این بیماری غالباً پزشك به تهیه آزمایش‏ها و عكس‏های رادیولوژی دستور می‏دهد.

    اگر نتیجه این آزمایش هاو عكس‏ها را نزد چند پزشك متخصص ببریم، احتمالاً با تشخیص‏های مختلف روبه‏رو می‏شویم. یكی، پس از بررسی دقیق، این بیماری را از نوع میگرن می‏شناسد و نسخه میگرن می‏نویسد. دیگری، نسخه سینوزیت و سومی، داروی عصبی و آرام‏بخش تجویز می‏كند. بیمار كه در این موقعیت قرار می‏گیرد علاوه بر سردرد به حیرت نیز دچار می‏شود. زیرا یقین دارد كه از این سه، حداقل دو نفر در تشخیص بیماری او اشتباه كرده‏اند و نسخه آن‏ها درمان‏بخش نیست. اما این حیـرت چنـدان دوام ندارد. زیرا روش عقلانی در حل چنیـن مشكلی مراجعـه به پزشك پرتجربـه و آگاه‏تر است. احتمال اشتبـاه این پزشك تنها 5 درصد است درحالی‏كه دیگران بیش از 20 درصد احتمال اشتباه دارند.

    برای تشخیص پزشك برتر نباید به شاخص‏هایی مانند زیبایی چهره، تمیزی مطب یا كمی ویزیت توجه كرد. اظهار نظر كاسب محله یا راننده تاكسی هم اعتباری ندارد. پزشكی كه دانشجویانِ این رشته در ارتباط علمی و تخصصی با او به برتری او گواهی دهند از نظر عقلی برای ما معتبر محسوب می‏شود. بیمار با استفاده از همین راهنمایی عقل بلافاصله نسخه درمانی او را به‏كار می‏بندد. اگر پس‏از مصرف دارو سردرد او معالجه شد كه دعاگوی او خواهد بود. اما اگر پس‏از طی دوره درمان سردرد او افزون‏تر گشت و نتیجه معكوس حاصل شد...

    در این شرایط «بیمار»، مقصر و محكوم نیست. زیرا او به بهترین كاری كه از نظر عقلی پسندیده است اقدام كرده ‏بود. مراجعه به هر پزشك دیگر، كاری خلاف دستور عقل بود. زیرا احتمال خطای آن‏ها بیشتر از این بود. «پزشك» هم مقصر و محكوم نیست. زیرا اگر بازخواست گردد، به سرافرازی خواهد گفت: «من دوران تحصیل خود را به‏خوبی گذرانده‏ام. سابقه علمی نیكویی دارم. در تشخیص بیماری نیز نهایت تلاش خود را به‏كارگرفتم. بدون غرض‏ورزی و با رعایت روش متعارف به كار خود پرداختم. البته تصادفاً در مواردی هم اشتباه كرده‏ام. این موارد اشتباه در مقایسه با 95 درصد دیگر كه درمان من نتیجه داده‏است طبیعی و لازمه حركت انسان غیرمعصوم است.»

    سخن این پزشك برپایه منطقی استوار، بنا شده‏است و او، اگر كوتاهی نكرده‏باشد، مستحق تنبیه و مجازات نیست. بلكه در دریافت اجرت ویزیت نیز معذور است. زیرا وجود این پزشك در میان مردم مغتنم و موجب درمان 95 درصد بیماران خواهد بود.

    اختلاف نظر پزشكان در تشخیص بیماری مذكور نیز بنیان علم پزشكی را ویران نمی‏كند و نباید مارا یكباره از هر پزشك متخصص ناامید و متنفر گرداند. این‏گونه اختلاف‏ها از نظر كمّی و كیفی لطمه‏ای به ساختار دانش پزشكی وارد نمی‏كند. زیرا موارد آن در مقایسه با موارد غیراختلافی زیاد نیست و از نظر كیفیت هم تنها در بیماری‏های خاص و بسیار پیچیده مشاهده می‏شود.

    شبیه همین داستان در علوم حوزوی موبه‏مو جاری است؛ پاسخ دسته‏ای از مسائل فقهی، فلسفی، تفسیری و... روشن و به منزله نسخة سرماخوردگی، اجماعی است. در این مسائل، تقلید (پیروی از عالم كارشناس) هم نیاز نیست. اما پاره‏ای از مسائل پیچیده در میان عالمان دین دچار اختلاف‏نظر می‏شود. در این اختلاف‏ نظر تنها یكی از آن آرا می‏تواند حق و مطابق واقع باشد. آرای دیگر همه باطل و اشتباه است. اگر این اختلاف ‏نظر مربوط به مسائل فقهی و احكام عملی باشد انسان برای رفع سرگردانی خود باید به فقیه اعلم یعنی متخصص كاركشته‏ای كه احتمال اشتباهش از دیگران كم‏تر است مراجعه كند. برای تشخیص صاحب‏نظر اعلم، نیز نباید به نظر خود یا امثال خود اكتفا كرد. لازم است از كسانی‏كه با حوزه درس عالمان فقه، ارتباط علمی دارند سؤال، و نظر آن‏ها مقدم شود.

    در این مرحله، مراجعه به این فقیه و عمل به فتوای او، دلیل عقلی كامل و حجت شرعی دارد. زیرا مراجعه به هر فقیه دیگر با احتمال اشتباه بالاتری روبه‏رو است. پس‏از این اگر ـ در این دنیا یا در سرای دیگر ـ معلوم شود كه فتوای این فقیه نسخه‏ای خلاف واقع بوده، «مكلف»، مقصر و محكوم نیست. زیرا به بهترین طریق ممكن، اقدام كرده است. «فقیه» هم محكوم نیست. زیرا مراحل تحصیل خود را به‏خوبی گذرانده و به‏هنگام صدور فتوا نهایت تلاش خود را (اجتهاد) به‏كار گرفته‏است. لذا پیش خود و خدا سرافراز است. این مقدار اشتباه هم لازمة جایزالخطا بودن نوع انسان است.

    این فقیه اجر معنوی «تلاش» خود را دریافت خواهد كرد. زیرا مجموعاً وجود این فقیه در پاسخ‌گویی به نیاز جامعه ضروری و كارگشا است. فقیه حق ندارد به بهانه احتمال خطا از مسئولیت فتوا شانه خالی كند همان طور كه پزشك...

    در مواردی كه فقیه به حكم واقعی دست پیدا می‏كند و تلاش او نتیجه مطلوب می‏دهد تشویق ویژه‏ای نیز نصیب او می‏گردد. «لِلمُصیبِ أَجرانِ وَ لِلمُخطِی أَجرٌ واحِدٌ.» فقیهی كه به حكم واقعی رسیده است دو پاداش و آن كه خطا كرده، یك پاداش دارد.

    اختلاف‏نظر عالمان دین در پاره‏ای مباحث، بهانه موجهی برای به‏دریا ریختن كل میراث فقهی و دینی نیست و نباید ما را نسبت به دانش دین دل‌سرد و بدبین نماید. دانش فقه تلاش بشر برای كشف پیام خداست كه در دامنة پهناوری نتیجه داده و در مناطقی هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. این موارد ابهام، نباید آن دامنة پهناور را سیاه و تاریك كند.

    در مشكلات عام اجتماعی، لازم است «یك رأی فقهی» بر سایر نظریه‏ها برتری یابد و در صحنة مناسبات اجتماعی، بر اساس آن عمل شود، گرچه حرمت سایر نظریه‏های علمی نیز در جای خود محفوظ باقی می‏ماند. همان‏گونه كه پزشكی جدید، طب گیاهی، انرژی درمانی، طب سوزنی، هامیوپاتی، طب فشاری و چندین سبك درمانی دیگر با اختلاف نظرهای بنیادین و شیوه‏های تحقیق كاملاً متفاوت، هر یك مدعی درمان انواع بیماری‏ها هستند ولی سیاست‏های بهداشتی درمانی كلان یك كشور، تنها بر اساس یكی از این شاخه‏های پراكنده تنظیم می‏شود. در همان حال ارزش علمی دیگر شاخه‏ها نیز محفوظ و در مراكز تخصصی به آن‏ها پرداخته می‏شود.


     
     
  • مطالب مرتبط
  •  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :