راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • ويژگي‌هاي فعاليت‌هاي فرهنگي  
  • 1389-02-04 11:6:19  
  • تعداد بازدید : 1213   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • ویژگی‌های فعالیت فرهنگی

    برای آنکه دیدگاه کامل‏تری نسبت به فعالیت‌های فرهنگی ارائه شود، از مثالی استفاده می‏کنیم. واحدهای تولیدی فراوان دست‏ اندر کار تهیه و تولید پوشاک هستند. با عبور سریعی از بازار لباس، این فراورده‏های متنوع به چشم می‏آید.

    بر حسب سن و جنس افراد: لباس نوزاد، بچه‏گانه، پسرانه، دخترانه، مردانه، زنانه،...

    برحسب نوع یا محیط استفاده: لباس روحانیت، لباس کار، لباس رزم، لباس احرام، لباس ورزش، کت و شلوار، لباس عروس، لباس عزا،. . .

    بر اساس جنس لباس: لباس نخی، پشمی، چرمی، توری، ابریشمی،. . .

    و برای کارکردهای ویژه قطعات خاصی مثل چفیه، دستکش، قنداق، ناف‏بند، پیش‏بند، شال‏گردن، عمامه، جوراب،...

    1. این تنوع عجیب که در رنگ، جنس، مدل و اندازة لباس‏ها مشاهده می‏شود، پس از شناسایی انواع نیازها به صورت طبیعی پدید آمده است. اگر نیاز شدید انسان در سنین و طبقات مختلف به محصولات فکری و معنوی هم به‏خوبی درک شود، تنوع فراورده‏های فرهنگی بسیار افزایش می‏یابد. بنابر این قدم اول در ارائة یک اثر، شناخت نیازها است.

    2. تأمین این نیازها در عرض یک‏ دیگر صورت می‏گیرد و معمولاً تولید یکی از این محصولات، متوقف بر تولید دیگری نمی‏شود. هزاران واحد صنعتی کوچک و بزرگ بدون اطلاع از هم، به تولید این قبیل محصولات همت گماشته‏اند. از واحد کوچکی دارای یک عضو، که در گوشه اطاق با یک چرخ خیاطی ساده مشغول رفع نیاز خانه و همسایه‏ها است، تا واحدهای صنعتی عظیمی که صدها نیروی انسانی در آن مشغول فعالیت‏اند. هر کس به فراخور توان و امکانات خود به تأمین یکی از نیازها که بیشتر برای او اهمیت داشته، پرداخته است. در نیازهای فکری و معنوی هم همیشه لازم نیست مؤسسات عظیم، با طول و عرض و ارتفاع کلان مشغول به کار شوند. هر کس می‏تواند بخشی از نیازهایی را که مشاهده کرده و تشخیص داده است، با ایجاد یک واحد فرهنگی کوچک ـ حتی یک نفره ـ مرتفع سازد.

    3. گر چه ابعاد اهمیت این مراکز صنعتی، مساوی نیست ولی هیچ کدام نباید به بهانة اهمیت فوق‏العادة دیگری تعطیل یا تحقیر شود. تولیدکنندة کت و شلوار حق ندارد بر تولیدکنندة لباس نوزاد یا لباس زیر فخر فروشد. زیرا تولید لباس نوزاد نیز ضروری است. به همین صورت فعالیت استاد دانشگاه و مربی کودکان هر دو ضروری و محترم است و یکی بدون دیگری نتیجه‏بخش نیست. گاهی هم اثر و ارزش نهایی فعالیت مربی کودک از فعالیت استاد دانشگاه بیشتر است.

    4. تأمین این همه نیاز از توان یک فرد و یا یک مجموعه، بسیار بزرگ‏تر است. هزاران مجموعة بزرگ و کوچک، نامدار و گمنام، در نقاط مختلف شهرها و روستاها در تلاش برای ارائة خدمات تولیدی و توزیعی هستند. نیازهای فرهنگی انسان‌ها هم هزاران متولی پرکار می‏خواهد. مادری که با فرزند خود گفتگو می‏کند، کسی که برای تذکر به دوستان خود ساعتی مطالعه، مشاوره یا گفتگو می‏نماید، شخصیتی که برای اهل محل یا خانواده و فامیل خود جلسه و کلاس تشکیل می‏دهد، امام جماعت مسجد، طلبه‏ای که در اردوی دانش‏آموزی شرکت می‏کند، محققی که کتاب می‏نویسد و.. . همه دست‏ اندر کار تولیدات فرهنگی هستند. به این ترتیب ما می‏توانیم بسیاری از فرصت‏های خود را با نگاه تربیتی، به تولیدات فرهنگی اختصاص دهیم، حتی مدت زمان کوتاهی که در اتوبوس کنار کودکی نشسته‏ایم.

    5. گر چه ممکن است محدودیت‏های مالی، علمی و مهارتی موجب شود یک واحد تولید پوشاک با یک چرخ خیاطی ساده و در گوشه اطاق منزل آغاز به کار کند، ولی تنها در صورتی می‏توان این واحد کوچک را موفق دانست که در طی زمان، متناسب با افزایش دانش، مهارت و امکانات، دایره خدمات خود را گسترش داده باشد. آگاهی از آخرین دست‏آوردهای فن‏آوری روز و دانش فنی و استفاده از آن موجب می‏شود اولین سال تأسیس این واحد با سال‌های بعد، تفاوت چشمگیری داشته باشد. در تولیدات فرهنگی هم همین گونه است. اثری که از طلبه در سال‌های نخست طلبگی صادر می‏شود، با اثری که در سال‌های بعد عرضه می‏کند باید متفاوت باشد. احساس استغنا و قناعت به سطح موجود، موجب رکود برنامه می‏شود. تدریس و تبلیغ طلبه باید روز به‏روز «اصیل‏تر»، «عمیق‏تر» و «گسترده‏تر» گردد و در آن «دانش»، «تجربه»، «تدبیر» و «هنرِ» بیشتری تزریق شود.

    6. تولیدات فرهنگی، هرچه عمق (کیفیت)، اصالت (صحت) و گستره (کمیت) بیشتری داشته باشد، مفیدتر است. لذا باید روز به‏روز با تحصیل توانمندی‏ها به این سه ویژگی بیافزاییم. برای افزایش عمق و اصالت این تولیدات، باید دانش‌های حوزوی را به بهترین کیفیت آموخت. برای افزایش گسترة آن نیز بهره‏گیری از هنر ضروری است. «هر پیامی، هر دعوتی، هر انقلابی، هر تمدنی و هر فرهنگی تا در قالب هنر ریخته نشود، شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقی هم بین پیام‏های حق و باطل نیست.. . هنر یک شیوة بیان است، منتها این شیوة بیان از هر تبیین دیگر رساتر، دقیق‏تر، نافذتر و ماندگارتر است.»[1]

    7. برای تولید یک اثر حوصله و زمان و توان فراوان خرج می‌شود، اما برای مصرف آن گاهی یک لحظه کافی است. مصرف‏کننده تا هنگامی که مراحل تولید را از نزدیک مشاهده نکرده، قدر زحمت تولیدکننده را نمی‏شناسد. فرشی که زیر پای ماست، محصول زحمت طاقت‏فرسای چندین هنرمند کوشا است. نهایت تقدیر ما از آن همه تلاش این است: «فرش زیبایی است!»، برای تهیه هر صحنه از فیلمی که در عرض 2 ساعت به سرعت از پیش دیدگان ما می‏گذرد و تنها با جملة «چه فیلم خوبی!» مورد ارزیابی و قدرشناسی ما قرار می‏گیرد، ساعت‏ها مطالعه شده، هزینه هنگفتی به کار رفته و چندین کارشناس هنرمند در زمان قابل توجهی کوشیده‏اند. بنابراین نباید به خاطر قدرناشناسی مخاطبان، از «دقت»، «استحکام»، و «ظرافتِ» اثر بکاهیم و از حوصلة لازم در تولید آن مضایقه کنیم. یک سخنران باید برای سخنرانی خود ساعت‏ها مطالعه و فکر کرده باشد. برای نوشتن یک مقاله چند صفحه‏ای باید توان فراوانی صرف نمود، هر چند مخاطب ما به روشنی در جریان تولید آن قرار نگیرد و به اندازة انتظار ما قدرشناسی نکند.

    این مسئله ابداً نباید موجب ناامیدی ما از ادامه کار گردد. چنین واکنشی کاملاً طبیعی است و در همة تولیدها سابقه و نمونه دارد. لذا هرچه استحکام یک فراورده بیشتر باشد و در آن، وجدان کاری محسوس‏تر باشد، استفاده و مطلوبیت بیشتری دارد. یک ده آباد، به از صد شهر خراب.

    غالباً تولید کنندة یک اثر به جهت معاشرت طولانی با آن و نیز تحمل زحمت فراوان در مراحل آماده‏سازی آن، نوعی تعلق خاطر و رضایت نسبت به آن اثر دارد. اما دیگران، بر دو گروه‌اند؛ گروه اول کسانی که به خاطر بهرة ویژه‏ای که از آن اثر دریافت می‌کنند، به تعریف و تمجید و ابراز احساسات نسبت به آن می‏پردازند و گروه دوم کسانی که به خاطر تفاوت سلیقه ـ و نه از سر مخالفت و لجاج ـ واکنش رضایت‏آمیزی نسبت به آن از خود نشان نمی‏دهند. تولید کننده باید مناسبتی با اثر خود برقرار کند که نه وجود گروه اول، باعث غرور و تکبر او گردد، و نه گروه دوم او را از ادامه و تکمیل کار مأیوس و نگران سازد، بلکه تنها در صدد انجام وظیفه خود به نحو مطلوب باشد.

    8. امکانات اولیة ما برای آغاز حرکت متفاوت است. قدرت مالی، معلومات و سطح توانمندی‏ها، آگاهی‏های محیطی، تجربه‏های فردی، روحیه‏ها، علاقه‏ها، باورها، فضای زندگی و.. . همه از امکانات ما هستند. اگر شخصیت یک سخنران موفق، یک مدیر موفق و یک فیلم‏ساز موفق را با یک‏دیگر مقایسه کنیم، متوجه می‏شویم که لااقل بخشی از تفاوت‏های آن‏ها به تفاوت امکانات اولیه برمی‏گردد. اما علی‏رغم این تفاوت‏ها، هر سه در این مسئله شریک‏اند که از امکانات اولیة خود به‏خوبی بهره گرفته‏اند. به همین جهت لازم و بلکه ممکن نیست که ما شخصیت یک فرد خاص را الگوی تمام عیار خود بگیریم و بخواهیم مو به ‏مو مطابق او عمل کنیم. چه بسا امکانات ما از او کمتر و یا بیشتر باشد.

    9. گاهی گفته می‏شود: «چون "خود‌سازی مقدم بر خدمت به دیگران و دیگرسازی است" باید توجه به نیازهای اجتماعی را به پس از فراغت از تحصیل حوزوی و تهذیب نفس موکول کرد.» سرآغاز این گفته، سخن پذیرفته و اصل معقولی است؛ کسب برخورداری‏های شخصی بی‌تردید و از نظر عقلی مقدم بر توجه به دیگران است و به همین جهت هویت طلبه، هویت «رشد و فراگیری» است، نه «بازدهی و ثمربخشی». یعنی بدون رشد و فراگیری امکان بازدهی و ثمربخشی وجود ندارد. اما این سخن نیز به جای خود ثابت است که تعلیم و تربیت و ساختن ـ چه موضوع آن خود انسان باشد و چه دیگری ـ سطوح و مراتب مختلف دارد. طلبه به اندازه‏ای که در حوزه رشد می‏کند، قابلیت بهره‏دهی پیدا می‏کند و به پایه‏های پایین‏تر اشراف می‏یابد. دانش‏آموز دبیرستانی می‏تواند، دروس ابتدایی را تدریس کند. دانشجو هم قابلیت تدریس دروس دبیرستان را دارد. هر کس در هر سطح علمی یا معنوی قرار گرفته باشد، می‏تواند دست‏گیرِ سطوح پایین‏تر باشد. به این ترتیب یک خوشة تعلیمی یا تربیتی تشکیل می‏شود، که هر کس باید جای خود را در این خوشه بشناسد. مثلا در فضای علمی، محققان اندیش‏مند در رأس خوشه قرار می‏گیرند و اساتید دانشگاه از آن‏ها بهره می‏گیرند، در سطوح پایین‏ترِ این خوشه به ترتیب دانشجویان، دبیرستانی‏ها و دانش‏آموزان ابتدایی قرار دارند.

    به دو جهت نمی‏توان از اندیش‏مندان تراز اول برای آموزش مستقیم کودکان ابتدایی استفاده کرد؛

    یکی این که وجود آن شخصیت‏ها برای مباحث تخصصی لازم است و مقرون به صرفه نیست که وقت و توان آن‏ها صرف آموزش نوآموزان شود.

    دوم این که به سبب فاصلة علمی بسیار زیادی که میان او و کودک مبتدی وجود دارد، ارتباط و تفهیم مطالب، بسیار دشوار است. در حالی که جوان دبیرستانی به خاطر تصور روشنی که از اندوخته‏های کودک و سیر انتقال او به معلومات تازه دارد، و همچنین به خاطر تسلط بیشتر بر زبان کودک، می‏تواند در انتقال سریع مطالب علمی به او موفق‏تر باشد. اگر این خوشة تعلیمی به‏خوبی تکمیل گردد، روش عاقلانه و عادلانه‏ای در پیش گرفته شده، که در آن هم معلم و هم متعلم رشد می‏کنند.

    در فضای تربیتی و اخلاقی نیز نباید توقع داشت نیرو و تلاش اساتید بزرگ عرفان و اخلاق، صرف تربیت مبتدیان و نوپایان گردد. زیرا تربیت کسانی که تا نیمه‏های راه رفته‏اند تنها به دست آن بزرگان امکان دارد. اما برای تربیت سطوح بعد، از شاگردان و شاگردانِ شاگردان آن‏ها هم می‏توان بهره گرفت. این طرح خوشه‌ای یک تقسیم کار حکیمانه است که با آن از سرمایه‌های تربیتی بهتر می‌توان بهره گرفت.

    طلبه برای فعالیت‏های تعلیمی و تربیتی باید «اقدامی»، «متناسب» و «متکامل» داشته باشد. اقدام، یعنی «از انجام وظیفه شانه خالی نکند، جای خود را در خوشه خالی نگذارد و عناصر سطوح بالا را با فرار خود به فعالیت‏های نازل، مشغول ننماید». متناسب، یعنی «پا از گلیم خود فراتر ننهد، جایگاه خود را خوب بشناسد، و فقط در محدوده توان خود فعالیت کند». متکامل، یعنی «با تحصیل و تهذیب مستمر جایگاه خود را در این خوشه بالاتر برد و روز به روز به بهره‏های وجودیش افزوده گردد».

    10. طلبه باید درانتخاب نوع فعالیت، توان محدود خود را در بهترین و مؤثرترین برنامه‏ای که آمادگی آن را دارد صرف کند و به روحیة تنوع‏جوی خود اجازة پرداختن به امور کم‏فایده ـ هرچند پر سر و صدا و چشم‌گیر ـ را ندهد. مثال خربزه و گردو که پیش از این در بحث تحصیلات حوزوی بیان شد پیام گویایی در این زمینه دارد. تشخیص این موارد علاوه بر تأمل، مطالعه و مشاوره گاهی نیاز به تجربة مستقیم فضاهای مختلف و درگیری با انواع فعالیت‏ها دارد.

    11. هر اثر فرهنگی دارای سه بُعد است و برای تعیین مختصات آن باید این سه بعد را در نظر گرفت. این سه بعد عبارت‌اند از محتوا، مخاطب و قالب. به بیان دیگر هر اثر فرهنگی به هدف انتقال محتوای خاصی در قالبی معین به مخاطبی ویژه پدید آمده است.

    مخاطب اثر فرهنگی بر اساس معیارهای مختلف به زن، مرد، کودک، نوجوان، جوان، بزرگسال، شهری، روستایی، بی‌سواد، باسواد، فرهیخته، و.. . . تقسیم می‌شود. محتوا نیز ممکن است معرفتی، انگیزشی یا مهارتی باشد و به هدف رشد علمی، اخلاقی‌ ـ معنوی، هنری، حرفه‌ای، جسمی، یا اجتماعی در نظر گرفته شده باشد. معرفت نیز ممکن است از نوع عقاید، اخلاق، احکام یا آداب دینی یا اساسا غیردینی (مثلا بهداشتی یا صنعتی) باشد. قالب ارائه اثر نیز بسیار متنوع است. از کتاب و جزوه و تراکت و فیلم و نرم‌افزار تا سخنرانی، نشریه، دیدار، نماز جماعت، دعا، عزا، مرثیه، نمایشگاه، مسابقه، شعر، داستان، کاریکاتور و.. . . همه را در بر می‌گیرد.

    هر اثر فرهنگی به منزله یک نقطه در فضای نمودار زیر است که محتوا و قالب و مخاطبی دارد و از هر سه زاویه باید بررسی شود.

    12. مدیریت فرهنگی به منزله سر در پیکرة فرهنگی عمل می‌کند. یعنی می‌بیند، می‌شنود، می‌بوید و نیازها و خطرات را درک می‌کند، آنگاه حکم لازم را برای اقدام مقتضی صادر می‌نماید. فعالان فرهنگی به منزلة دست‌هایی هستند که این حکم را اجرا می‌کنند و تحقق می‌بخشند.


    [1]. هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری، حضرت آیه الله خامنه‏ای، صفحه 9.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :